اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

10

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

در اخبار ايشان چنين آمده است كه روز بودى كه ايشان به چهل تن يك خرما خوردندى . هريك بمزيدى و به يار خويشتن دادى . و بيشتر برهنه بودند و خود را در ميان ريگ پنهان كرده بودند ، چون وقت نماز درآمدى ، آن گروه كه جامه داشتندى نماز كردندى و در ريگ پنهان گشتندى و جامه ديگران را دادندى تا نماز كردندى . و بيشتر وصف ايشان از پس اين بگويم ان شاء الله تعالى » . همان‌جا . ص 93 « ودائع الله بين خليقته » . زنهاريان خداىاند اندر ميان خلق وى . و معنى اين سخن آن است كه ايشان را حق تعالى در ميان خلق زنهار نهاده است تا خلق را به بركت ايشان از بلاها نگه دارد . « و در اخبار آمده است كه هيچ‌وقت اين امت از چهارصد مرد ابدال خالى نباشد . در اين چهارصد ، چهل اوتاداند ؛ يعنى ميخهاى زمين‌اند ، چنان كه حق تعالى كوهها را ميخهاى زمين خواند و گفت : وَ الْجِبالَ أَوْتاداً . اگر كوهها نيستندى زمين را آرام نبودى ، و اگر اين اوتاد نيستندى ، از شومى معصيت عاصيان عالم ويران گشتى . و از اين چهل ، چهار نقبااند . و از اين چهار ، يكى قطب است . سلامت كافران در بركت مؤمنان است ؛ و سلامت عامهء مؤمنان در بركت ابدال است ، و سلامت ابدال در بركت اوتاد است ؛ و سلامت اوتاد در بركت نقبا است ؛ و سلامت نقبا در بركت قطب است . چون قطب را وفات رسد ، يكى را از نقبا به جاى او رسانند . و چون يكى را از نقبا وفات آيد ، يكى را از اوتاد به جاى او رسانند ؛ و چون از اوتاد يكى را وفات رسد ، يكى را از ابدال به جاى او رسانند ؛ و چون يكى را از ابدال وفات رسد از عامهء نيك مردان يكى را به جاى او رسانند . بدين معنى ودايع خداىاند در ميان خلق ، كه خلق را به بركت ايشان نگاه مىدارد . » همان‌جا . ص 94 « و سئل جنيد عن التصوف فقال تصفية القلب عن موافقة البرية » . جنيد را رحمه الله پرسيدند كه تصوف چيست ، گفت دل پاك كردن از موافقت خلق » . همان‌جا . ص 171